سلام. فقط خواستم آپ کنم......همین!..... چیزی ندارم بگم.....یعنی چیزی نداشتم که بگم......از همون اول.! مثه این خوره ها.......ولش کن بابا!! ^^^^^^^^^^^^^^^^^ بیا چیزای خوب خوب بگیم... یه روز به یارو....! اَه اصلا حسش نیست!؟ امشب یه جوریم!.... مثل تموم عالم حال منم خرابه مثل تموم بختا بخته منم تو خوابه سنگ صبورم اینجا طاقت غم نداره طاقت اینکه پیشش گریه کنم نداره نداره نداره......... مهستی هم خوب چیزائی میخونه هااااااااااا!...! دوس دارم گریه کنم......ولی نمیاد!!! کسی پیاز نداره؟!؟!؟! بازم میخوام تقلب کنم! نمیدونم چطور روم میشد وقتی میخواستم تقلب کنم از خدا کمک میگرفتم!!که لو نرم؟!؟!؟! خدا هم مثل همیشه نگام میکرد و هوامو داشت! باز خوبه واسه چیزای بد هم به یاد خدا بودم و خوبتر از اون، اینکه خدا هم به یادم بود!.... تو چرا داری این اراجیفو میخونی؟!؟! منکه مثه بقیه کیبوردم اونقدر احساس نداره که هر چی هستو با همون حسش بگم!!!!! راستش ما جامعه ی مهندسین!؟!؟!؟!؟! به همین خیال باش(اینو کی گفت؟!؟! من صداشو شنیدم...) دارم فکر میکنم "که چی؟" که چی که دارم این مزخرفاتو مینویسم؟!؟و که چی که تو داری میخونی؟! یه کم به فکر چشات باش عزیزم! چند ساعته چشماتو میخه مانیتور کردی؟!...... این وبلاگو ببند و بروووووووووووو.............. یا رب نظر تو برنگردد!
نوشته شده توسط مهدیس در 86/09/10 ساعت 1 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
فهرست اصلی
نویسندگان
دوستان
مردونیوس
کلوب بچه های مجله ی جوانان امروز(پردیس)
اندیشه های کپک زده...حنانه
دیـ ـ ــ ـوون ه خـ ـ ـــون ه...سوگند
شکوفه اشک پاییز
بهشت زهرا...وحید و یوسف
آتوسای وحید اینا!
جوون آریائی
یکی مث تو.....لارس
دارالسلام...بزدل شجاع
ایاهو....ساقی
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY