نام جدید وبلاگ:
یادداشت های مشترک مرحومه مهدیس و مفقود الاثر مردونیوس!؟!؟!؟

نوشته شده توسط مهدیس در 87/01/30 ساعت 2 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
سلام خوشکلای من! عید همگی مبارک و امیدوارم سال خوبی رو در پیش داشته باشید؟!؟!؟!؟(رفتم دانشگاه بزرگ شدم!) ^^^^^^^^^^^^^^ حالا اگه میخوای عید بهت خوش بگذره به حرفای من گوش کن؟!؟ 1-آجیل،ماجیل و شیرینی،میرینی زیاد نخورید ضرر داره؟!؟! 2-عید دیدنی میرید فقط پسته نخورید! مگه اون نخود و کشمشای مادر مرده چه گناهی کردن که پسته نشدن؟!؟! 3-آویزون عمه،خاله،دایی، عمو و سایر اقوام نشید که بهتون عیدی بدن....عزیزم بزرگ شدی زشته این کارا!؟!؟!؟ 4-خودتونو به در و دیوار نزنید که مردم بفهمن لباساتون نو یا مثلا لباس عیدتون هستن؟!؟! 5-وقتی تو خیابون راه میرید از زوایای مختلف،کفش و شلوار جدیدتون رو ورانداز نکنید،حادثه خبر نمیدهد؟!؟!مواظب تیر چراغ برق و درخت هم باشید؟!؟!؟ 6-مهمونی رفتین شربت و چای رو هورت!نکشید و سیب و خیارو گاز نزنین!؟!؟زشته.... 7-یه بچه ی خوب چایی رو تو نعلبکی نمیریزه و قندو توش آب نمیکنه؟!؟! 8-پس از بلعیدن خیار نشینید خرچ و خرچ پوستشو بخورین که اصلا صورت خوشی نداره؟!؟!؟ 9-کی گفته ادم وقتی میره مهمونی باید جیبش پر از آجیل و شکلات باشه؟!؟!؟آخه عزیزم چرا تا وقتی چشم صابخونه رو دور میبینی ظرف آجیلو خالی میکنی تو جیبت؟!؟!؟ 10-از صبح تا شب بو نکشید که جای آجیلایی رو که مامانی قایم کرده پیدا کنید؟!؟ 11-باشه،عیب نداره،سر سفره ی عید تا جائیکه تونستی خوردی!ولی دیگه دلبندم سیر و سرکه ش رو که همینطوری نمیخورن! به فکر اون بخت برگشته های باش که میخوان تو رو ماچ کنن؟!؟!؟ 12-قابل توجه آقا پسرای سگ باد و دختر خانومای سگ جوش!؟!؟ لطفاً از خوردن هرگونه خیار،نخود و سایر افزودنیهای غیر مجاز باد دار جداً و جان مادراتون در 15روز اول فروردین(حداقل)خودداری کنین یا حداکثر به مدت چند ثانیه یک بار(گلاب به روتون) آروغ بزنید؟!؟!؟!!؟ پدر آجیلا و شیرینی هارو در نیارین،نخورده ها،تو طول سال 4تا شکلات می خوردین که حالامثل غربتی ها آبرو ریزی نکنید.بس خودتون خوشکلید فردا هم مجبور میشین به ستارالعیوب هایی مثل:کرم مکس فاکتور تقلبی،کرم شیوا و ...پناهببرین تا جوشای کله سفید و چندشتونو بپوشونین؟!؟!؟ ^^^^^^^^^^^^^^^^ قربون همه تون مهدیس وکیلی![]()
![]()
آخه آدم تو عید این کارارو نکنه که نمیشه؟!؟!؟!؟پس برید حال کنید و حالشو ببرید؟!؟!؟![]()
![]()
نوشته شده توسط مهدیس در 86/12/27 ساعت 9 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
یک بار دیگر در سرآغازی از پایان یک وبلاگی دیگر و آنگاه که مردونیوس از بنده ی حقیر بخواست که وبلاگی به اشتراک بسازیم و وبلاگی به بلاگهای بلاگفا!!! بیافزائیم هیچ گاه در افکارم نمیگنجید که شما الطافتان را به سوی ما نثار و شلیک کنید و مارا به حال بیاورید و تنهایمان نگذارید کاش مردونیوس هم کمی از شما پند میگرفت؟!؟!؟!؟!؟! و اینک خدافظظظظظظظ گر توانستم می آیم البته از سویی دیگر، بلی!نجف آباد-اصفهان!! بسیار و بسیار و خیــــلی دوستتان دارم و اندرون قلبم عشقتان شعله ایست تا کرانه های دور شماها: بسه دیگه مهدیس پاشو برو!!! اَه من: هیچ وقت فکر نمیکردم اینقدر دوسم داشته باشید.. همیشه تو یادم میمونید خدافظظظظظظظظظظ شماها: هوووووووورررررررااااااااا ومن همچنان گریان ^^^^^^^^ ولی خوشحال نباشید چون برمیگردم! فقط تا نیمه های اسفند اونجام!چیکار کنیم دیگه عشق به علم و دانش و سرزمین عزیزمون باعث شده که از بسیاری خوشی های خودم بزنم و برم به دیار غربت!؟!؟خلاصه ش اینکه تا الانش هم که بودیم خوش بودیم سوار لاک پشت بودیم! فعلاً؟!؟ ![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط مهدیس در 86/11/21 ساعت 2 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
واسه اینکه وبلاگ نره روی استند بای(stand by)
؟!؟! مجبور شدم یکی از نقاشیهامو واسه تون بزارم؟!؟!چند شب پیش کشیدمش
؟!؟!؟

نوشته شده توسط مهدیس در 86/11/07 ساعت 2 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
بدلیل بارش سنگین برف و مسدود شدن همه ی راهها به وبلاگها و سایتها!؟!؟!وهمچنین نبود گــــــاز در برخی مناطق اینترنت،به خصوص وبلاگ ما ،آپ کردن خیلی سخت است! اما خود را موظف دانستم که چند نکته را برایتان بازگو نمایم تا گازرسانی وضعیت بهتری پیدا کند؟!؟ 1)برای صرفه جویی در مصرف گاز از گلادیاتور! استفاده کنید و از روشن کردن لامپ اضافی خودداری به عمل آورید...! 2)گرمای خانه را افزایش دهید با گرمای دلتان!؟ 3)برای کسانیکه گاز ندارند و در مضیقه هستند دعا کنیم! در کنار بخاری و شومینه و هر وسیله ی گرمایی!کمک بزرگی میکنید...! 4)دوستانی که در آپارتمان زندگی میکنند!..... همه ی همسایه ها در یک واحد،البته با تفکیک خواهران از برادران!؟!گرد هم آیند و درز پنجره ها را پوشش دهند...! 5)به برنامه های رادیو و تلوزیون گوش فرا دهید! 6)چند روز غذای حاضری بخورید و سعی کنید از پختن غذا بر روی گاز خودداری کنید...! 7)ما در برابر جبهه ی هوای سرد! با تمام وجود و تا خون در رگ ماست از خود و دین و شرف و ناموسمان دفاع خواهیم کرد 8) صرفه جویی بهتر از اسراف هست....کمی هم مهربان باشیم و خودمان را جایگزین آن دسته انسانهایی کنیم!؟! که هم اکنون زیر ده الی بیست پتو هستند ولی بازم از سرما میلرزند....30 درجه زیر صفر اصلا شوخی نیست! 9) نگذاریم وضع از اینی که هست بدتر شه!؟!؟!یه کم انصاف خرج کنیم همه چی حل میشه...! 10)همیـــــــــن.............سخته؟!؟!؟!؟!
؟!شاید تلنگری برای شما باشد!؟!؟شمایی که سنگدلی...!
! جبهه ی هوای سرد که هیچی سونامی؟!؟! هم بیاد ما باکی نداریم...!![]()
نوشته شده توسط مهدیس در 86/10/22 ساعت 1 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
عید قربان!!!.... هه! عیدی که واسه شما آدما عیده ولی واسه ما..... ما در طول یکسال داریم با خودمون فکر میکنیم که آیا ساله دیگه نوبت مائه؟!؟!؟ اگه ما نبودیم شما عیدی به اسم عید قربان نداشتید عیدی که واسه ی ما عزاست!!!!! بابا نامردا! حالا که زبون همدیگه رو نمیفهمیم حداقل خودتون اینو میفهمید که باس چاقوتون تیس!!باشه نمی فهمید؟!؟!؟!ایول داره ،حالا ما میگیم گاوا گاون نمیفهمن!!شما چی؟!؟!بلانسبت مگه.......؟!؟!؟!؟! عیب نداره ما مراممون بیشتر از این حرفاس... عیتتون مبارک ^^^^^^^^^^^^^^^^
نوشته شده توسط مهدیس در 86/09/30 ساعت 1 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
سلام. فقط خواستم آپ کنم......همین!..... چیزی ندارم بگم.....یعنی چیزی نداشتم که بگم......از همون اول.! مثه این خوره ها.......ولش کن بابا!! ^^^^^^^^^^^^^^^^^ بیا چیزای خوب خوب بگیم... یه روز به یارو....! اَه اصلا حسش نیست!؟ امشب یه جوریم!.... مثل تموم عالم حال منم خرابه مثل تموم بختا بخته منم تو خوابه سنگ صبورم اینجا طاقت غم نداره طاقت اینکه پیشش گریه کنم نداره نداره نداره......... مهستی هم خوب چیزائی میخونه هااااااااااا!...! دوس دارم گریه کنم......ولی نمیاد!!! کسی پیاز نداره؟!؟!؟! بازم میخوام تقلب کنم! نمیدونم چطور روم میشد وقتی میخواستم تقلب کنم از خدا کمک میگرفتم!!که لو نرم؟!؟!؟! خدا هم مثل همیشه نگام میکرد و هوامو داشت! باز خوبه واسه چیزای بد هم به یاد خدا بودم و خوبتر از اون، اینکه خدا هم به یادم بود!.... تو چرا داری این اراجیفو میخونی؟!؟! منکه مثه بقیه کیبوردم اونقدر احساس نداره که هر چی هستو با همون حسش بگم!!!!! راستش ما جامعه ی مهندسین!؟!؟!؟!؟! به همین خیال باش(اینو کی گفت؟!؟! من صداشو شنیدم...) دارم فکر میکنم "که چی؟" که چی که دارم این مزخرفاتو مینویسم؟!؟و که چی که تو داری میخونی؟! یه کم به فکر چشات باش عزیزم! چند ساعته چشماتو میخه مانیتور کردی؟!...... این وبلاگو ببند و بروووووووووووو.............. یا رب نظر تو برنگردد!
نوشته شده توسط مهدیس در 86/09/10 ساعت 1 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
تولد
تولد
تولدت مبارک
مبارک
مبارک
تولدت مبارک!!
^^^^^^^^
مردونیوس عزیز ، تولدتو بهت تبریک میگم و آرزو میکنم همیشه شاد و خوشحال و توپ باشی و هیچ غمی جز غم دوری من سلام دوستان خوبم . خیلی خوشحالم به یادم بودین . الان بعد از چند هفته اومدم نت غافلگیر شدم . خیلی ممنون . راستش من هیجده ساله شدم . سن خوبیه . شب تولدم تنها بودم . تو سرما تو خیابون داشتم داریوش گوش میدادم . تک و تنها . به نظرتون خوبه یا بد ؟ شما جشن تولد ۱۸ سالگیتونو چطوری سپری کردین ؟ خوش گذشت بهتون ؟ تو هوای سرد با لباس کم ! ساعت هشت صبح روز تولدم هم رفتم ثبت نام گواهی رانندگی ! راستش فکر نمیکردم چه دوستای خوبی تو اینترنت دارم . خیلی خوشحال تر شدم . دوستای خوب . موفق باشین و شاد ... همچنین خیلی ممنونم از مهدیس . شاید من خیلی دیر به دیر نت بیام . ببخشید مرا !![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
!!! نداشته باشی!!... ![]()

نوشته شده توسط مهدیس در 86/08/23 ساعت 2 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
جوانی میگذرد
خام پخته میشود
جاهل را می توان آموخت
و
مست هوشیار می شود
اما...
حماقت تا ابد باقی خواهد ماند!!
«ارسطو»
نوشته شده توسط مهدیس در 86/08/18 ساعت 11 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
خدایا آسان بودن، دشوار است آسانم کن... خداوندا کلام تو بودن، دشوار است بارانم کن... خدایا، خداوندا آن نیستم که باید آنم کن... ^^^^^^^^ پ ن: برقراری ارتباط با مشترک مورد نظر امکان پذیر نمی باشد! (خوشحالم!)
نوشته شده توسط مهدیس در 86/08/06 ساعت 3 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
مر ... دو ... نیو ... س .( پسوردم یادم رفته بود از مال مهدیس استفاده کردم!)
این جوابیه ی مهدیس هست.فعلا قسمت نظم اونو داشته باشین تا برسین به قسمت نثر :
دوست دارم عزیزم
می دونی من مریضم
اگه یه روز ببینمت
می خوام خونت بریزم
بستنی می خوای تو دیدار؟
ندارم من خسیسم
بیا یه روز خونمون !
ببین چقدر کثیفم ! ( منظورم ریخت و پاش درون خانه است. با توجه به مصرع قبل ،فکر بد نکنید!)
کل کل کنی تو با من ؟
افکار دارم عریضم ! ( افکارم بسیار عریض است! )
بسه دیگه شعر من
برق برفت عزیزم ! (در این لحظه برق خونمون رفت!(نصف شب کدوم گوری رفت؟خونه و زندگی نداره؟)
ولی تو شعر گفتنم
خیلی خیلی دقیقم
مردونیوس می گوید :
پسر خوب و تمیزم! (یه جوری می خواستم سر و ته شعر رو هم بیارم!شما زیاد به دل نگیرید.)
این ششمین شعرم (پنجمین شعر طنزم) رو برای مهدیس گفتم!می دونم هیچ گونه استعدادی ندارم در این مورد ندارم! ولی بی خیال، تنها شعر جدی و یکی از شعرهای طنزم رو فقط دفترم و قلمم خوندن و بس !
من هیچی.مهدیس خودش باید بدونه نباید با من کل کل کنه!کل کل با من آخر و عاقبتش مرگه!از آنجا که من بچه ی خوبی هستم(دقیقا مثل خوبی مهدیس در پست پایینی!)کمی هم ادبیات!چاشنی نوشته ام کردم تا بدونه ادب چیز خوبیه!
نه ... همین الان بعد از یک ساعت فکر کردن بر روی طرح نوشته پشیمون شدم،چون ممکنه مهدیس یا بقیه ناراحت بشن.پس ننوشتنش بهتر از امتحان کردنشه...
برای رعایت ادب موضوع قبلی را در ذهنم به خاک می سپرم و این موضوع را بسط می دهم:
( ماجرای عاشق شدن مهدیس! )
از آنجا که من و مهدیس در چت با هم آشنا شدیم،روزی مهدیس ازم خواست همدیگر رو ببینیم.منم پسر خوب!قبول کردم.وقتی به محل قرار رسیدم و چشم مهدیس به من افتاد،صد دل که نه،یک دل عاشقم شد!(خب آدم یه دل که بیشتر نداره!دل که گلبول سفید نیست که یه عالمه داشته باشه و صد تا صد تا فدا کنه!!) من برای اینکه مطمئن بشم اشتباه نگرفتم،گفتم:(مهدیس خانم؟) مهدیس همانگونه که چشم در چشم من دوخته بود و صدای ضربان قلبش مانند صدای طبل و دهل گوش جهانیان رو کر کرده بود پاسخ داد:(با اجازه ی ... بله!!البته اسم اصلی من شیرین هست!) حتما انتظار داشت که من بگم اسم اصلی من هم فرهاد هست که یه بهونه ی پیدا کنه که خودشو به من بچسبونه!ولی من گفتم:(اسم اصلی من هم ممدلیه!خوشوقتم)نمیدونم حالش گرفته شد یا نه ولی با حالت خیلی لوسی گفت:(ما عاشق بستنی (خیلی آرام ادامه داد) و شما هستم)گفتم:(منم از بستنی خوشم میاد...) هنوز این جمله از دهنم خارج نشده بود که گفت:(وااااای چه تفاهمی!ما خیلی به درد زندگی مشترک می خوریم!)گفتم:(نه ... نه اینقدر زود تخصصی فکر نکنید!مایلید برویم و یک بستنی نوش جان کنیم. بعد هر کس برود خانه ی خود؟)مهدیس فقط با قسمت وسط جمله ام موافقت کرد!داشتم به سمت کافی شاپ می رفتیم که ناگهان اماکن اومد و بهمون گیر داد.می خواستم ما رو به زور سوار اتوبوس کنند که من تیز بازی دراوردم و دست مهدیس رو گرفتم و فرار کردیم.ما فرار می کردیم و اماکن دنبالمون.انقدر فرار کردیم که از نظرها ناپدید شدیم و یه جایی قایم شدیم...
چیه؟منتظر چی هستین؟ما یه جوری فرار کردیم و قایم شدیم که اماکن هم نتونست پیدامون کنه حالا شما میخواین تو چند لحظه بفهمین کجا قایم شدیم؟نمیگم تو خماری بمونین!!
نوشته شده توسط مهدیس در 86/07/20 ساعت 4 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
سلام. خب دیگه انتظار به سر رسید! مثه اینکه مردونیوس خیلی مشتاق که تا آخر این مطلبو بخونه(درسته عزیزم البته فکر نکنید که من دختر شری هستم و عاشق دعوا و روکم کنی باشم! نـــــــــه بابـــــــا! اتفاقاً خیلی دختر متین و خوب و نجیبی هستم ،مثلاً یه روز تو مدرسه یکی از دوستام که با هم ماتحت!!دوستی بودیم، با یکی از این گنده دماغای مدرسه دهن به دهن شد همچین دهن دختره ی ایکبیری رو اسفالت کردم که یه هفته اخراج شدم!!!!! اصلاً من از کل کل و اینجور مسخره بازیها خوشم نمیاد! باور نداری بعدی رو بخون... یه روز تو خونمون سر بازیه استقلال- پرسپولیس یه جوری دختر خالم و شوهرش رو از خونمون بیرون کردم که تا یه سال، تخمه میدیدن شیش تا رنگ عوض میکردن!! دیدین گفتم؟!؟!؟! آخه من و چه به این کارا.. سرم تو لاک خودمه و کاری به کار کسی ندارم!!!! حالا واقعا شما فکر میکنین من؟؟ دختر نجیب،آروم که از دوتا مهدکودک اخراج شدم! واقعاً قصد کل کل با مردونیوس رو دارم؟!؟!؟!؟! من به شما توصیه ی خواهرانه میکنم که با این موجود، افعی دوسر، این اژدهای خشمگین، کروکودیل اسرائیلی، با این ماموت بی تربیت، مار زنگی گزنده، بوزینه ی چنگولکی و...(صدها هزار جک و جونور وحشتناک که برازنده ی دوست خوب و خواستگار عزیزم!!! میباشد ^^^^^^^^^ ^^^^^^^^ مردونیوس حالا خودت زنگ میزنی آتیش نشونی یا من زحمت این کار هم بکشم؟!؟!؟!؟!؟!؟!
؟) میپرسید چرا؟ معلومه دیگه!کــــــــــــــــل کــــــــــلــــــــــه!
) کل کل نکنید! اگر هم خواستید این ریسک رو بکنید (با توجه به بیماری مردونی جوون واکسن هاری رو بزنید
)این ریسک رو نکنید!!! چه کاریه؟ خودت و خونوادتو به زحمت بندازی؟!؟!؟! بابا خواهر من،برادر من ،واکسن گرونه!!!
میدونم!! میــــدوووونــم!! الان خیلی از من بدتون میاد. چیکار کنم دیگه دست به کیبوردم خوب نیست! همینی که هستم! آش کشک خاله م! البته این رو متذکر بشم که کلمات رکیک سانسور شده( این فیلتر بازار هم دست و بال مارو تنگ کرده ها!!)
نوشته شده توسط مهدیس در 86/06/23 ساعت 1 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
پیر شدم نیومدی اگه که تو میومدی عروسی و نقل و نبات خنده میشست روی لبات میگفتیم و میخندیدیم با هم دیگه میرقصیدیم بیا عروس مادرم منتظرم پشت درم بابام میگه که پیر شدم مهدیس نبود فسیل شدم منم میگم آخ پدرم بدون اون دربدرم مهدیس جونم بسه دیگه ببین دلت چی چی میگه بابا منم خب آدمم من رسوای دو عالمم بدون تو نمیتونم من خودمو میسوزونم اگه بشی تو همسرم خونه و ماشین میخرم فقط یه بعله لازمه به خدا نیست معامله مــــــــــــهـــــــــــــــــــــــدیــــــــــــــــــــــــــــــس ای تک ستاره ی روزهای تنهایی من !ای که بی تو همانند کوهی پوشالی پر از احساس هستم! هزاربار گلهای سرخ باغچه تقدیم توباد! ای که عشقت در دلم فزونی میکند! چشمانم به خاطره تو میتپد! دستانم دیگر قادر به استعمال روح سنگینم نیستند! پاهایم مانند زنجیری که به اعماق اقیانوس بدرور گفته اند جهان را در وصف تو نا توانند! و مـــن همچنان منتظر...بیا و دیوار انتظار مرا با کلنگ عشقت نابود ساز... ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
سلام .
یه تو ضیح کوچیک: این پسر خاله ،دو سال از من کوچیکتره(خیالت راحت شد
؟؟؟) فقط یه کم طبع شعرش بالاست و کمی هم چرت و پرت چاشنی شعرای زشتش میکنه!!!!!!!
××××××××××××
مردونیوس جواب تو هنوز سر جاش هست. گفتم یه کم بیشتر با ما باشی چون وقتی خوندیش حتماْ دار فانی را وداع میگی!!!
نوشته شده توسط مهدیس در 86/06/12 ساعت 2 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
ده ها پیشنهاد برای بهتر زیستن، در وبلاگ مهدیـــس وکیــــلی از سخنان گوهر بار و سازنده ی من استفاده که نه سوءاستفاده کنید !!با بکارگیری پیشنهادات ذیل در زندگی روزمره کمتـــر از یک سال انسانی خوشبخت خواهید شد. امتحانش مجانیست، گوش کردن به حرفای مهدیس = موفقیت کامل در زندگـــی !!!!! ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ - هیــچ وقت نمیتونم با احساس بنویسم ولی میتونم با احساسات دیگرون بازی کنم !. - با این تفکر با دیگران ارتباط برقرار کن، که شاید او دشمن شما باشد !. - همیشه به یاد داشته باش هیچ کــس به تودر مواقع بحرانی کمک نمیکنه، پس خودتو واسه بقیه به زحمت ننداز!. - بــد رفتاری در خیلی از مکان ها لازمه، اجازه نده سوارت بشــن!. - اخــم کردن به انسان ابهت میده، لبخند کذایی رو از رو لبات بردار دوست مــن!. - شکستن یک لیوان یا ظروف گران قیمت و در صورت لازم جهزیه ی مادر، در حین عصبانیت قدرت شما را به اطرافیان نشان میدهد!. - کمــک کردن به برادر و خواهر کوچک تنهـا وقت تلف کردن میباشد ،زور گویی به آنها بهترین راه حل است!. - کامپیوتر مــال شماست، با گذاشتن پسورد و نصب کردن برنامه ها و بازی های مورد علاقه ی خود مجال استفاده از رایانه را از دیگران بگیرید!. - دعوا کردن با پدر و مادر شاید کتکی را به دنبال داشته باشد، ولی درد کتـــک نهایتاً 1 ساعت و زجرکشیدن و ناراحتی پدر و مادر بیش از یک ساعت!. - در تابستان آب تنی خیلی حال میده ،با ریختن یک سطل آب به سر و صورت دوستتان که عازم عروسی(یا اماکن مهم و مهمتر) میباشد او را از این حال!! بی نصیب نگذارید!. ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ این پیشنهادها تضمین شده میباشند.....100%قبولی در کنکـــور!!! عزیزم چرا کانال عوض میکنی؟ کنکــور مهمتره یا موفق بودن در زندگی؟؟؟؟خلاصه خود دانی اگه میخوایی بهترین باشی بمون، اگر هم میخوایی بری درس بخونی و هیچی نشی!! بـــــــــــرو..... ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ منتــــــظر راه کارهای دیگر من باشــید... با تشکـــر از تماس شما.
...![]()
نوشته شده توسط مهدیس در 86/05/15 ساعت 1 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
سلام بهم میگه خیلی پررو یی/ اصلاً از دست کسی ناراحت نمیشی/ روحیه ت به اطرافیان فاز مثبت میده/تو شکست ناپذیری/ با همه چی میجنگی/ باور نمیکنم از بابات میترسی/ بهت نمیخوره رشته ای که به هنر ربط داشته باشه رفتی/ واقعاً متولد 23-خرداد-68 هستی؟ماشاالله/ چه جالب یه تهرانی عاشق جنوب باشه، آها یادم اومد بابات اهوازیه، پس مامانت تهرانی بود؟/ راستی 3تا بچه بودین؟آره!! اسم داداشت ایمان بود و خواهرت سارا خانوم، پس بچه آخری هستی،ولی عجیبه لوس و مامانی نیستی!!/ عمراً اگه غم و غصه تو دلت باشه/ فکر نمیکنی 170س واسه قدت کم باشه؟ من بهش گفتم:خـــــــــــــــــــــــــــــیلی حافظه ت توپه!!!! ------------------ گفتم یه کم نوین خودمو معرفی کنم خدافـــــــــــــــــــــــــــظ...![]()
امیدوارم بتونم اینجا با شما بترکونم!![]()
نوشته شده توسط مهدیس در 86/05/11 ساعت 2 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
فهرست اصلی
نویسندگان
دوستان
مردونیوس
کلوب بچه های مجله ی جوانان امروز(پردیس)
اندیشه های کپک زده...حنانه
دیـ ـ ــ ـوون ه خـ ـ ـــون ه...سوگند
شکوفه اشک پاییز
بهشت زهرا...وحید و یوسف
آتوسای وحید اینا!
جوون آریائی
یکی مث تو.....لارس
دارالسلام...بزدل شجاع
ایاهو....ساقی
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY